حس های عجیب

خیلی حس های عجیبی دارم، ترس، استرس، هیجان، شوق....

پسرم به امید خدا داره میاد و من انگار گیجم، من دارم مامان میشم؟! عضو جدید خانواده ی دو نفره ی ما داره میاد؟! ما به زودی پسر دار میشیم؟!

زایمانم راحت ه؟! خدایا چقدر شوق و ترس با هم قاطی شده و من فقط میتونم خودم رو به اغوش تو بسپارم،

یعنی من و علی بازم میتونیم مثل قبل باشیم؟! مسافرت بریم؟! پیکنیک بریم؟! کوه بریم؟!

عاشق تر میشیم؟! نزدیکتر میشیم؟ نکنه از هم دور بشیم

میتونم راحت بهش شیر بدم؟! کولیک نداشته باشه؟! بچه ی ارومی ه؟!

خدایا ایا مادر خوبی میشم!؟

دوباره میتونم لاغر شم و ورزشکار؟!

میتونم به خودم برسم!؟

خدایا خودم رو به تو میسپارم، بازم حواست بهم باشه، الهی فدای تو شم خدای احد و واحدم، کنارم باش، مثل همیشه، لحظه به لحظه،

نظرات 3 + ارسال نظر
شراره دوشنبه 4 آبان‌ماه سال 1394 ساعت 10:41 ب.ظ

ایشالله همیشه ودرهمه حال خدا کنارته.شادی میدونم توقع زیادیه.اما ازت میخوام که وقت زایمان برامن وخونوادم هم دعاکنی.دعای مامانها وقت زایمان زودمستجاب میشه

حتما عزیزم اگه قابل باشم، اسمت رو به لیست دعاهام همین الان اضافه میکنم، تو هم برام دعا کن

mahdiyemaah سه‌شنبه 5 آبان‌ماه سال 1394 ساعت 12:55 ق.ظ http://mahdiyemaahejadid.blogsky.com

اخی....همه سوالات برام اشناست...قدر لحظات در پیش رو رو.بدون

اخی مهدیه ی عزیزم، حتما، دیشب ووپریشب تا صبح خوب نخوابیدم، فکرم خیلی مشغوله اما همش میگم یعنی فقط چند روز دیگه این پسر تو شکم منه؟! دلم براش تنگ میشه، برای حرکات ظریفش و هی اذیت کردن من شمردن تکوناش، نفخ ووسوزش معده همشون دنیایی ه،

امیر علی ناز رو ببوس

جودی چهارشنبه 6 آبان‌ماه سال 1394 ساعت 04:33 ب.ظ

ای جاااانم.عزیزز دلم فدای این حس هات.الهییییی زایمان راحتی داشته باشی.زندگی سه نفری قطعا فرق داره و خیلیییی فوق العاده تر میشه با یه ثمره ی نانازی عشق.
به هرچی میخوای برسی الهیییییی.در پناه خدا باشی همیشه شادی گلم.
آخ جووون نی نی داره میاد.فداش شم منننننن

دوست گل من

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد