هفته ی 35

باید اعتراف کنم که عید قربان و غدیر امسال خیلی دلگیره، کشته شدن هموطنامون، بیخود و بی جهت، خیلی دردناک ه، منو که خیلی غمگین کرده، حتی وقتی میبینم خنداننده ی برتر پخش نمیشه، اعتراضی ندا رم، و انگار خندم نمیاد اگه پخشم بشه!!!!

بگذریم،

دیروز رفتم دکتر و سونو، نی نی جونم رو دیدم، و تقریبا برای انتخاب  بیمارستانم صحبت کردم، این بار به جای مطب رفتم درمانگاه دیدن دکترم،  چونکه سونویی که همیشه میرم و خیلی عالیه تو همون درمانگاه اس و خواستم هر دو رو تو یه روز انجام بدم، بابا و خواهری زحمت بردن منو کشیدن، خواهری از 6 و نیم صبح معطل من شد، واقعا ازش ممنونم،

دکتر وزن و فشارم رو گرفت و ازمایش دوم قند  خونم رو دید!! افت قند دارم متاسفانه که البته دکتر گفت ایرادی نداره، قند ناشتا 63 بود که باید از 70 شروع بشه و ستاره دار شده بود، وزن مبارک به 92 رسیده!!! یا خدا. دکتر گفت به احتمال زیاد تا 3 هفته ی دیگه شاهد تولد نی نی هستیم!

اما نی نی، بازم دکتر نجابت، صورت مثل ماهش رو بهم نشون داد، پسر من، ناز من،  وای عاشقتم مامان، خوشگلکم، وز نشم شده 3040، جون دلمی مامان

از دیروز که نی نی رو دیدم ، بیشتر دلتنگ باباش هم شدم، خدایا دوری چقدر سخته، دلم براش پر میکشه.

کاش زودتر کارها سر و سامون بگیره

نظرات 5 + ارسال نظر
mahdiyemaah جمعه 10 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 02:34 ب.ظ http://mahdiyemaahejadid.blogsky.com

الهی...
شادی قدر این روزا رو.بدون.
زایمان خیلی قشنگه...دلم برای روز زایمانم تنگ شده...
درد و.انتظار شیرینی در انتظارته.
کدوم بیمارستانو انتخاب کردی؟

mahdiyemaah یکشنبه 12 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 10:00 ق.ظ http://mahdiyemaahejadid.blogsky.com

بی خود گفته.میدونی چه روزایی چه دکتر هایی داره؟
هر دکتری رو که میخوای تحت نظرش باشی ساعت ۷ بیمارستان باش و برای همون روز زنان وقت بگیر.
دکتر معصومی هم خیلی خوبه.ظفرقندی و هداوند هم خوبن.
به حرفشون گوش نده.اصولا مزخرف زیاد میگن

مرسی از راهنماییت عزیزم

جودی یکشنبه 12 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 02:46 ب.ظ

واقعا این ماجراها که پیش اومد خیلی دردناک بود :(

الهی زودتر این روزها هم بگذره و نی نی سالم و سلامت به دنیا بیاد.منم دلم واسه رژیم گرفتن با هم تنگ شده.ان شاالله نی نی اومد رژیم و ورزش رو با هم شروع میکنیم.بووووووووس

اره اقعا
ایشالا جودی جونم
میخوای بلاگفا بمونی؟!

شراره یکشنبه 12 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 11:29 ب.ظ

همه وبلاگتوخوندم.کیف کردم پره از انرژی مثبت.
شدیدا منتظر اومدن جوجه کوچولو هستم
شادی این روزهای اخر تند تند پست بذارازاحساست وازهمه چی بنویس بعدا کلی برات خاطره میشه

سلام شراره جانم
حتما سعی میکنم بیشتر بنویسم

جودی سه‌شنبه 14 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 01:50 ب.ظ

نمیدونم شادی جونم.چون میخوام برم سفر هنوز تصمیم نگرفتم اسباب کشی کنم.اعتمادی هم دیگه به این بلاگفا نیست.فقط بهش عادت کردم.از سفر برگردم،که احتمالا بعد از تاسوعا عاشورا میشه،تصمیم قطعی رو میگیرم.
به نظرت ترکش کنم؟ :))))

عزیزم، سفر بهت خوش بگذره
والا بلاگفا بدجوری از چشم من افتاده!! بی توجه به ارشیو مردم ه ، حتی عذرخواهی هم نمیکنه

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد