آینه

روی اینه ی میز توالت برات مینویسم:

علی جونم، عاشقتم، بابای نی نی من


تو اشپزخونه ام که صدات از اتاق میاد که میگی:

عزیزم، عاشقتم مامان نی نی من



32 هفته و 1 روز

نظرات 4 + ارسال نظر
جـــودی جمعه 20 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 03:31 ب.ظ

ای جانمممم.عشقتون همیشگی.فدای نی نی.بووووس

مرسی، مال شما هم عزیزم

جودی شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 04:34 ب.ظ

شادی جونم کجایی؟ حالت خوبه؟ نی نی خوبه؟

سلام عزیزم، اومدم تهران و بعدش رفتیم باغ کرج اونجا اینترنتش ایراد داشت، واسه این نبودم
تو خوبی فدات شم؟!

mahdiyemaah یکشنبه 29 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 08:24 ب.ظ http://mahdiyemaahejadid.blogsky.com

چقدر برام جالب بود که قدمون و وزن قبل بارداریمون یکی بوده
اصلا نگران اضافه وزنت نباش.
هر چی بیشتر بچه ت وزن بگیره مقاومت بدنش میره بالا....
امیرعلی توی بیمارستان تنها نوزادی بود که بعد ۵ روز فقط ۵۰ گرم وزن کم کرده بود.
بقیه بچه ها تا ۸۰۰ گرم کم کرده بودن.
سعی کن اجیل و ماهی زیاد بخوری.چربی طبیعی داره.
نگران اضافه وزنت نباش.وزن من خیلی ریلکس داره میاد پایین...

اره واقعا جالبه ها
عزیزم، خدا نگهدارش باشه الهی، این روزا گردو تازه و ماهی همش تو برنامه ام هست
امیداوارم تا عید باز لاغر بشم
البته من خیلی بد ویار بودم و حتی تا 68 هم وزن کم کردم

جودی سه‌شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 10:37 ب.ظ

ای جانم.فدات شم من.پس رفتی تهران.مراقب خودت و نی نی باش.الهی سالم و سلامت بدنیا بیاد و بیای از گل پسرت بنویسی.چقدر مشتاقم زودتر بیای و بنویسی به دنیا اومده.الهی فداش بشم منننننن

خدا نکنه عشقم، ایشالا دعا کن صحیح و سالم به دنیا بیاد، دوست عزیز و مهربووونم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد