وضعیت سفالیک

تو چرخیدی، پسر عزیزم، پسر زرنگم، 

روز 1 شهریور ، یکشنبه، رفتم سونوی بررسی رشد جنین، و در کمال ناباوری فهمیدم تو چرخیدی،  در وسطای هفته ی 29 چرخیده بودی،  وای دوستت دارم، دکتر نجابت خیلی سرحال نبود و انصاف ندونستم حالا که حالش خوب نیست، ازش بخوام تورو بهم نشون بده، البته با حوصله و مهربونی بهم گفت، حالت خیلی خوبه و عالی هستی، بعدشم رفتم پیش دکتر و سونوت رو نشون دادم، اونم گفت که تو خیلی خوبی، معلومه که خوبی، معجزه ی خدای بزرگم،

1433 گرم شده بودی، قربونت بشم، نفس مامان

باباعلی با ما نیومد و رفت دنبال کارای دانشگااه، وای پسرم از خدا بخواه کارها خوب پیش بره، پسرم ، دعای تو مستجابه، دلبند مامان

من  با مامان بزرگ و بابا بزرگت رفتم سونو، البته بابا بزرگ بیرون تو ماشین منتظرمون بود تا برگردیم.


فرداش یعنی روز دوشنبه برگشتیم سنندج، 

خدا واسطه های خیرش رو سر راهمون گذاشته، چیزی در قلبم میگه که خدای عزیزم، اراده کرده حاجتم براورده بشه و کارمون درست بشه، خدایا دوستت دارم و سپاسگزارتم

30 هفته و 1 روز

نظرات 1 + ارسال نظر
جودی جمعه 6 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 03:04 ب.ظ

ای جانم به این گل پسر، این قند و عسل. الهی که خدا نگهدارش باشه همیشه و زود بیاد تو بغل مامان گلش
منم دعا میکنم حاجت روا بشی شادی جونم.الهی بیای و بنویسی که به خواسته ات رسیدی.بووووس

مرسی جودی جونم، دوستت دارم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد