ماه رمضون امسال

اول ماه رمضون امسال، وقتی یادم افتاد که نمیتونم روزه بگیرم، خیلی دلم شکست، چشمام تر شد، از همه بدتر که گلم مجبور بود تنهایی روزه دار باشه، سالهای قبل ، تا سحر بیدار میموندم و براش سحری تازه میپختم، سفره رو میچیدم، خاکشیر درست میکردم، خرما و کلی چیز و بعد بیدارش میکردم و چقدررر عالی بود، اما امسال،فکر میکردم خیلی تنها می مونه، الان نمیذاره من براش سحری رو اماده کنم، خودش بیدار میشه و سحری رو گرم میکنه و خیلی بی کس و تنها گاهی حتی تو قابلمه سحریش رو میخوره، و من و فقط برای نماز بیدار میکنه،


اما در کنار همه ی این اتفاقات، امسال اصلا منو از ماه رمضون دور نکرد، با اینکه روزه نیستم، اما انگار، اینقدررر رحمت این ماه زیاد ه که منو غرق حس نابش کرده، مثل هرسال،

خدای خوبم، شبهای قدر نزدیک ه، منم مهمون تو هستم ها، درسته روزه نیستم ، اما عاشقانه تو این ماه قدم گذاشتم، دست رحمتت رو روی سر پسر عزیزم بکش، خدایا صحیح و سالم با یه زایمان راحت به بغلم بیارش، خدای خووووبم، دادمش بغل تو و سالم هم از بغلت پسش میگیرم، معبود بینظیرم

نظرات 1 + ارسال نظر
جـــــودی جمعه 12 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 01:35 ب.ظ

ای جــــانم عزیزززم.همین قدر که دلت میخواست روزه باشی خودش فوق العاده ست. اما دعای تو مستجاب میشه مامان خوشگل.
منم دعا میکنم عزیزززززز دلممم الهی که زایمان راحتی داشته باشی و گل پسرت سالم و سلامت تو بغلت بیاد.بووووووووووس

عزیزززم، انشالله
دوستم حتما برام دعا، مخصوصا سر نمازت و افطارت، دوست گلمی تووووو

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد