برای ثبت تاریخ
امروز بعد ناهار روی کاناپه نشسته بودم و نی نی گویا با پاهاش داشت به دلم ضربه میزد، احساس کردم شکمم داره تکون میخوره، پیرهنم رو بالا زدم و دیدیم با هر ضربه سمت راست دلم بالا میاد و برمیگرده، به همسری نشونش دادم اونم دید و بعدش من از شوق زدم زیر گریه
خدایا فقط سلامتیش رو میخوام
دوشنبه با پرواز 5،45 صبح اومدم سنندج
چقدر لذت بخشه این تکون خوردن های نی نی.
الهی خانواده ی سه نفریتون همیشه شاد و سالم و سلامت باشید.بوووووووووووووس
ممنونم جودی عزیزم
ارزو میکنم تو و همسرت هم همیشه شاد و سلامت باشید