15 هفته و 4 روز

جمعه رفتیم عروسی دوست شوهرم، بعد از یه شکست برای بار دوم ازدواج میکرد، واقعا مرد خوبیه و ارزو میکنم خوشبخت باشن، شب بعد عروسی رفتیم خونه برادرشوهرم و اونجا موندیم ، فرداش هم روز مبعث بود و تعطیلی و ناهارم باز موندیم و نزدیکای ساعت 5 به سمت خونه راه افتادیم، اول رفتیم و از جای همیشگی ،چند کیلو گوشت خریدیم، بعدشم وارد جاده شدیم، خدایا هوا عالی بود،کمی تهوع داشتم که همسری برام لواشک خرید و خیلی بهتر شدم، بعدشم رسیدیم به زمین های توت فرنگی ، و تو اون هوای عالی توت فرنگی و گوجه سبز باغی خریدیم، دیگه از خوشمزگیش نگم، خدایا، همسری برام شستشون و نمک زدیم و کنار جاده کلی گوجه سبز خوردیم، واقعا حرف نداشتن، اصلا دیروز جز بهترین روزای زندگیم بود،



نظرات 1 + ارسال نظر
جـــــــــودی یکشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1394 ساعت 07:06 ب.ظ

الهی که خوشبخت بشن.

وای چه عالی.هوای فوق العاده و خوردن گوجه سبز و توت فرنگی

نمیدونی چی بود، بهشت بود

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد